تبليغاتX
suspend - قصه‌ی عشق ِ تو بود
 
 

به رهی دیدم، برگ ِ خزان
پژمرده، ز ِ بیداد ِ زمان، کز شاخه جدا بود

بیژن ِ عزیز، راست‌اش را بگو! چرا اردیبهشت را انتخاب کردی؟ ما برگ‌های ستم‌دیده‌ی پاییزی، همیشه دل‌واپسی‌امان "مرگ" است. اما تو ای هم‌راز ِ خوش‌آواز، باورت می‌شود وقتی امروز صبح، داشتم "آتش کاروان" را با جان و دل، گوش می‌دادم، هرگز اخبار را ندیده‌بودم؟ امان از این روزگار ِ بی‌روز ِ ما!
بیژن جان، حالا من به درد ِ خود سوزم و به سوز ِ خود سازم و تو "فارغ از غمم چه نشستی"،
چه خوش نشستی؛بر حافظه‌ی ترانه‌ی همیشه‌سبز و شورانگیز ِ ما و یاد ِ تو و هم‌دستان ِ به‌صبح‌ رسیده‌ات، همچون دلکش*،مرضیه،پرویز یاحقی،بنان،حبیب‌اله بدیعی،رویا،همایون خرم، زویا ثابت، هماره خوش‌آهنگ و خوش‌رنگ است و شمایان را بابت ِ یک عمر صدا، سپاسی بی‌حد، بر ما واجب.

+ آتش کاروان خاموش شد

 

پ.ن۱: گفتنی‌ست "اولین سرود ملی ایران" نیز، با شعر شاه‌کاری از "بیژن ترقی" بوده‌است. +
پ.ن۲: از وقتی مریض شدم، کسی احوالی از من نمی‌پرسد

"بنیاد ترانه" درگذشت ِ «بیژن ترقی»، ترانه‌نویس‌ و تصنیف‌سُرای ماندگار سرزمین‌امان را به خدمتِ اعضای محترمِ خود، جامعه‌ی موسیقی و ترانه تسلیت عرض می‌کند.


* به یاد ِ دلکش

بعدالتحریر/ مرتبط: مراسم تشييع پيكر بيژن ترقي ـ گزارش تصويري

  نوشته شده در  88/02/05ساعت 19:26  توسط مجید فراهانی  | 
 
  هرگونه برداشت از مطالب "بنیاد ترانه" بدون کسب اجازه از مولف و لینک مستقیم به منبع  ممنوع  می باشد